فکر کن!
تقدیم به تمام انسانهایی که همدیگه رو فراموش کردند و تقدیم به کسانی که کینه رو تودلشون پرورش میدند.نمی دونم چرا تا وقتی که با هم هستیم و با هم می خندیم، قدر همدیگرو نمی دونیم.نمی دونم چرا به محض اینکه احساس دوری می کنیم، به محض اینکه می فهمیم داریم همدیگرو ازدست می دیم، دلهامون تنگ میشه و می میریم برای هم و جیگرمون میاد توی دهنمون. نمی دونم چرا تازه سه ساعت بعد از اینکه یکی رو از خودمون می رنجونیم، تازه عذاب وجدان میاد سراغمون و ما در حالیکه معلق موندیم برای توجیه خودمون هم که باشه میگیم: تقصیرخودش بود!
ببخشید با شما هستم! با تو ام! با تویی که یک سال، دوسال و یا چندین سال همراهت بودم.
با تویی که الان دیگه منو نمی شناسیو می گی: ببخشید شما؟!
چرا بهترین دوستهای زندگیتو فراموش کردی! چرا حالشونو نمی پرسی؟ چرا نمی پرسی که زنده اند یا مرده؟ نمی ترسی از اون روزی که بهشون زنگ بزنیو دیگه نتونی حالشونو بپرسی؟ دلت برای با اونها خندیدن تنگ نشده؟
نمی خوام افسرده شی ولی به این فکر کن که ممکنه که دیگه نبینیشون.
فکر کن!

تقدیم به همه ی دوستان عزیزم مخصوصا ... :
نام تو را آورده ام. دارم عبادت می کنم
گود نگاهت گشته ام. دارم زیارت می کنم
دستت به دست دیگری. از این گذشته کار من
اما نمی دانم چرا دارم حسادت می کنم ؟
گفتی دلم را بعد از این دست کس دیگر دهم
شاید تو با خود گفته ای دارم اطاعت می کنم ؟!
رفتم کنار پنجره. دیدم تو را با ... بگذریم
چیزی ندیدم اینچنین. دارم رعایت می کنم.
من عاشق چشم توام. تو مبتلای دیگری
دارم به تقدیر خودم چندیست عادت می کنم.
تو التماسم می کنی جوری فراموشت کنم
با التماس اما تو را به خانه دعوت می کنم.
گفتی محبت کن برو. باشد . خداحافظ. ولی ...
رفتم که تو باور کنی دارم محبت می کنم !!!
از طرف :
" یه آشنا " ( گمشده )

ـ الو ... سلام. منزل خداست ؟! این منم ! مزاحمی که آشناست ...
هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است. ولی هنوز پشت خط در
انتظار یک صداست ... شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است به
ما که می رسد حساب بنده هایتان جداست ؟!!!
شاعر : ناشناس

عطریاس ::..