این وبلاگ برای بهترین همدمم شیرین استآنگاه كه خوشتراشترين تن ها را مي توان به سكه سيمي خريد،مرا_دريغا دريغ_هنگامي كه به كيميا ي عشقاحساس نياز مي افتد.تو را دوست دارم نگاهت را کلامت را آغوشت راتو را دوست دارم به اندازه تمام زيبايي هاي دنيانه کم است تو را دوست دارم به اندازه تمام رنگهابازم کم است تو را دوست دارم به اندازه تمام دنيامن تو را در تک تک ذرات وجودم لمس مي کنمدر هر نفس عطرت را حس مي کنمبا هر ضربان قلبم عاشقانه تو را دوست می دارمديگر در پس کوچه هاي خاطرات جستجويم نکنمرا نخواهي يافت که من در تو محو شده ام و چه در آميختن زيباي !!!! zakhm_tanha@yahoo.com
عشق يعني حسرت شبهاي گرم عشق يعني ياد يک روياي نرم عشق يعني يک بيابان خاطره عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره عشق يعني گفتني با گوش کر عشق يعنب ديدني با چشم کور عشق يعني تا ابد بي سرنوشت عشق يعني آخر خط بهشت عشق يعني گم شدن در لخظهها عشق يعني آبي بي انتها عشق يعني يک سوال بي جواب عشق يعني راه رفتن توي خواب
عشق يعني حسرت شبهاي گرم
عشق يعني ياد يک روياي نرم
عشق يعني يک بيابان خاطره
عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره
عشق يعني گفتني با گوش کر
عشق يعنب ديدني با چشم کور
عشق يعني تا ابد بي سرنوشت
عشق يعني آخر خط بهشت
عشق يعني گم شدن در لخظهها
عشق يعني آبي بي انتها
عشق يعني يک سوال بي جواب
عشق يعني راه رفتن توي خواب
ببین تنهایی ام را میدانم،خسته شده ای تو به تندیس بلورین من دلباخته ای نه به این آوای همیشه محزون محبوس در گلویم مثل آیینه میخوانمت می ترسی روزها آسمان را پر ستاره ببینم می ترسی،اشک بریزم ببین،باور کن می دانم چشم هایت در حدقه می چرخند تا مرا پیدا کنی می دانم پنجره را وقتی تگرگ می بارد به خاطر من میگشایی ببین حتی می دانم،بخاطر من نفس میکشی اما از یک پیکره چه انتظاری داری؟ لب هایم را به خنده تراشیده اند مجبورم به همه لبخند بزنم این شوخی را بر پیکر تراشان ببخش نگران نباش تو پیرم نکرده ای اصلا این چروکها که نشان پیری نیست وقتی بشکند یادت می آید که آنها چروک نبود ترک بود
ببین تنهایی ام را
میدانم،خسته شده ای
تو به تندیس بلورین من دلباخته ای
نه به این آوای همیشه محزون محبوس در گلویم
مثل آیینه میخوانمت
می ترسی روزها آسمان را پر ستاره ببینم
می ترسی،اشک بریزم
ببین،باور کن می دانم
چشم هایت در حدقه می چرخند تا مرا پیدا کنی
می دانم
پنجره را وقتی تگرگ می بارد
به خاطر من میگشایی
ببین
حتی می دانم،بخاطر من نفس میکشی
اما از یک پیکره چه انتظاری داری؟
لب هایم را به خنده تراشیده اند
مجبورم به همه لبخند بزنم
این شوخی را
بر پیکر تراشان ببخش
نگران نباش
تو پیرم نکرده ای
اصلا این چروکها که
نشان پیری نیست
وقتی بشکند
یادت می آید
که آنها چروک نبود
ترک بود
شبی در خلوتم با تو
سکوت عشق را دیدم
تورا بت کردم و با تیشه صبر تراشیدم
به فرهادی نیاندیشم
به شیرینیت ، مِی ، نوشم
تو فرهادی،منم شیرین
تو مجنونی منم لیلا
و هنگامی که یوسف را زلیخا مسخ خود میکرد
تو آن روح خدا بودی
دمیدی در وجودم جان ومن بی هیچ ترفندی
تورا چون بت تراشیدم
نه کوه بیستون فهمید که فرهادی دگر دارد
نه خون آلوده تخت خسرو پرویز
رقیب دیگرش را دید
تو هم شیرین شدی
وفهمیدم که من عاشقترم برتر
ز شیرین،فرهاد وزیوسف ها
و زلیخاها و هر عشق اساطیری
که در عرصه به جان آمد
که ماروح ترحم را به حرمت ارتقا دادیم
وجسم بی تکلف را مجال هم نمیدیدیم
مي دونم دلت گرفته من برات سنگ صبورم چي شده تنها نشستي مثل تو از همه دورم واسه من زندگي سرده نکنه تو هم غريبي کاش مي شداشکاتوپاک کرد بميرم تو هم بريدي چه تبسم قشنگي وقتي به غمها بخندي آخه ارزشي نداره دل به اين دنيا ببندي نازنين دنيا همينه اونکه خواب بود بدترينه نکنه تنهات گذاشته آخره عشقها همينه ميدوني چقدر عزيزه قطره سپيد شبنم مثل اون اشکاي نازت رو تن گلهاي مريم میتونه بخنده بازم غنچه لطیف مریم نازنين خدا بزرگه واسه درده همه مرحم
چي شده تنها نشستي مثل تو از همه دورم
واسه من زندگي سرده نکنه تو هم غريبي
کاش مي شداشکاتوپاک کرد بميرم تو هم بريدي
چه تبسم قشنگي وقتي به غمها بخندي
آخه ارزشي نداره دل به اين دنيا ببندي
نازنين دنيا همينه اونکه خواب بود بدترينه
نکنه تنهات گذاشته آخره عشقها همينه
ميدوني چقدر عزيزه قطره سپيد شبنم
مثل اون اشکاي نازت رو تن گلهاي مريم
میتونه بخنده بازم غنچه لطیف مریم
نازنين خدا بزرگه واسه درده همه مرحم
تو رو خدا صدام نکن بزار توی خواب بمونم شاید تو رویا بتونم آواز شادی بخونم تو رو خدا صدام نکن بزار کنارت بمونم نمیخوام که بیدار شم و دوباره تنها بمونم آخه تو رویاهام کسی اسیر غمها نمیشه اون که یکی رو دوست داره بیخودی تنها نمیشه خلاصه نیست تو رویاهام از بدیها هیچ نشونه اون که میگه عاشقته تا آخرش پات میمونه تو رو خدا صدام نکن بزار تو رویا بمونم بزار یه بارم که شده تو حسرت تو نمونم تو رو خدا صدام نکن بزار تو رویام بمونم شاید تو رویا بتونم عاشق دنیا بمونم
تو رو خدا صدام نکن بزار توی خواب بمونم
شاید تو رویا بتونم آواز شادی بخونم
تو رو خدا صدام نکن بزار کنارت بمونم
نمیخوام که بیدار شم و دوباره تنها بمونم
آخه تو رویاهام کسی اسیر غمها نمیشه
اون که یکی رو دوست داره بیخودی تنها نمیشه
خلاصه نیست تو رویاهام از بدیها هیچ نشونه
اون که میگه عاشقته تا آخرش پات میمونه
تو رو خدا صدام نکن بزار تو رویا بمونم
بزار یه بارم که شده تو حسرت تو نمونم
تو رو خدا صدام نکن بزار تو رویام بمونم
شاید تو رویا بتونم عاشق دنیا بمونم
موندن من در سرزمين غربت مردن چه سود دارد؟با مردمان بي دل گفتن چه سود دارد؟با اسمان خسته با ابر دل شكسته با درد ديشه بسته رستن چه سود دارد؟بودم به عشق ياران عمري در اين بيابان وقتي كه دلبري نيست ماندن چه سود دارد؟
من اهنگ غریب روزگارم غمی در انتهای سینه دارم تمام هستی ام یه قلب پاک است اما چه سود کسی خریدارش نیست
گفتم تو شیرین منی گفت:تو فرهادی مگر؟ گفتم خرابت میشوم گفتا تو ابادی مگر ؟ گفتم ندادی دل به من گفتا تو حان دادی مگر ؟ گفتم ز کویت میروم گفت تو ازادی مگر ؟ گفتم فراموشم نکن گفتا تو در یادی مگر ؟ گفتم بر بادم مده ؟ گفت نبار بادی دگر گفتم که این شعر و بخوان گفت الافم مگر ؟
گفتم خرابت میشوم گفتا تو ابادی مگر ؟
گفتم ندادی دل به من گفتا تو حان دادی مگر ؟
گفتم ز کویت میروم گفت تو ازادی مگر ؟
گفتم فراموشم نکن گفتا تو در یادی مگر ؟
گفتم بر بادم مده ؟ گفت نبار بادی دگر
گفتم که این شعر و بخوان گفت الافم مگر ؟
دبیر دینی : عشق یک موهبت دینی است. دبیر ورزش :عشق تنها توبی است که اوت نمیشه. دبیر شیمی :عشق تنها اسیدی است که به قلب صدمه نمیزند. دبیر اقتصاد :عشق تنها کالای است که از خارح وارد نمیشود. دبیر ادبیات : عشق باید مانند عشق لیلی و محنون محور نظامی داشته باشد. دبیر حغرافی :عشق از فراز کوههای اسیا تیری است که بر قلب مینشیند. دبیر زیست : عشق یک نوع بیماریست که میکروب ان از حشم وارد میشود حمید از نظر شما عشق یعنی؟؟؟؟؟ از نظر من: فدا شدن برای دل
دبیر ورزش :عشق تنها توبی است که اوت نمیشه.
دبیر شیمی :عشق تنها اسیدی است که به قلب صدمه نمیزند.
دبیر اقتصاد :عشق تنها کالای است که از خارح وارد نمیشود.
دبیر ادبیات : عشق باید مانند عشق لیلی و محنون محور نظامی داشته باشد.
دبیر حغرافی :عشق از فراز کوههای اسیا تیری است که بر قلب مینشیند.
دبیر زیست : عشق یک نوع بیماریست که میکروب ان از حشم وارد میشود
حمید از نظر شما عشق یعنی؟؟؟؟؟ از نظر من: فدا شدن برای دل
Designed By ParsTheme