
یکه تاز کربلایی........ قهرمان نینوایی....... خلق را دارالشفایی....... از قیام حق لوایی........ مرکبت عشق و فضیلت....... مقصدت راه حقیقت........ ای گروه پر فضیحت....... وای بر ننگ و رذیلت....... چون نیارزد با مذلت........ یک پشیزی زندگانی....... مرگ با فخر و شرافت..... به زعمر جاودانی...... چون نیارزد با مذلت.....................یا حسین


ظهر عاشورا، زمين کربلا بود و حسين
پيش خيل دشمنان، تنها خدا بود و حسين
هر طرف پَرپر گلي از شاخه اي افتاده بود
و اندر آن گلشن، خزان لاله ها بود و حسين
داشت در آغوش گرمش، آخرين سرباز را
زآن همه ياران، علي اصغر به جا بود و حسين!
آخرين سرباز هم غلطيد در خون گلو
بعد از آن گل، خيمه ها ماتمسرا بود و حسين
يک طرف جسم علمدار رشيد کربلا
غرقه در خون، دستش از پيکر جدا بود و حسين!
عون و جعفر، اکبر و اصغر به خون خود خضاب
کربلا چون لاله زاران باصفا بود و حسين
تير باران شد تن سالار مظلومان فراز!
هر طرف از شش جهت تير بلا بود و حسين


میزبان همه حسینیها هستیم