تقدیم به بهترینم که خیلی دوستش دارم

امروز هم احساس تنهایی میکنم. تنهای تنها درسرزمینی ناآشنا ٬ میان حقایقی که از آن گریزانم.
دراین هنگام به دنبال کسی می گردم تا حرف دلم رابرایش بازگو کنم ٬ اما وقتی که از همه کس
و همه چیز ناامید می شوم ٬ به خلوت ترین مکان پناه می برم و به دوراز چشم دیگران اشک
می ریزم. اشکهایی که بیان کننده دردهای درونی ام هستند و درمیان اشکهایم تورا صدا میزنم
و میخواهمت ولی تونیستی عزیزم و فقط یاد توست که به من آرامش میده بیا پیشم امروز بیش از
اندازه به تو محتاجم باور کن.

اگر چه در کنارم نیستی
اما وجودت
گل سرخی است که
از شاخه تو جدا
و آن را در لابلای
دفتر قلبم نهادم!!!!

وقتی تو رو به یاد میارم وقتی دلتنگ و بیقرارت میشم
هیچ کاری از دستم بر نمیاد به جز تجسم چهره توو یه
سکوت طولانی .در اون لحظه صورتمو اشک دوری از
تو می پوشونه.پیش تو من همیشه یه جز بودم.یه جریان
کوچک که وقتی به سیلاب عشق تو میرسه در اون گم میشه.
یا مثل یه رود یا چشمه که به اقیانوس پهناور عشقت میریزه.
من قطره ای نا چیزم که با یه تابش به آسمان میرم و گم میشم.
آرزو دارم که با پیوستن به تو من هم یه بینهایت بشم.
وقتی گمشده ای را پیدا می کنی که نمیدونستی گم شده بعد از
یافتن اون تمام آرامشت رو در وجود اون می بینی.
وقتی که کاسه صبرم لبریز میشه و همیشه دوریت رو تجسم میکنم
در اون لحظه به تو میگم.عشق من!!!!!!